باد هوا...

چقدر ساده و معصوم بودم من...

که تو را بعنوان هدیه از طرف خدا قبول داشتم ، ولی تو...منو به چشم یک گناه دیدی!

باشد...حرفی نیست...حالا چشمان مرا در چهره ی دیگری جستجو کن..یا حتی فراموش کن..همه چیز را از بیخ.

عشقی نو..

هیجانی نو..

پشیمانی نو..

برگشت نو..

و...

دوباره عشق نو و عشقهای نو!

.

.

.

خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم

به فکر صید دگر باشد و شکار دگر!

.

.

.

چه حسی خوبی داره خونه تکونی دل...........اکنون حالم خوبه.


نقطه

ایمیل برگزیده

i AM THANKFUL: 
خدا رو شکر میکنم

FOR THE WIFE 
WHO SAYS IT'S HOT DOGS TONIGHTBECAUSE SHE IS HOME WITH MEAND NOT OUT WITH SOMEONE ELSE.
برای همسرم
 
که میگه امشب شام سوسیس داریم، چون امشب خونه پیش منه و نه بیرون با کس دیگری.

FOR THE HUSBAND
 
WHO IS ON THE SOFA 
BEING  A COUCH POTATOBECAUSE  HE IS HOME WITH ME 
AND  NOT OUT AT THE BARS..
 
برای شوهرم
 
که مثل یه گونی سیب زمینی افتاده روی مبل، چون خونه پیش منه و نه بیرون توی بارها.

FOR THE TEENAGER 
WHO IS COMPLAINING ABOUT DOING DISHES 
BECAUSE IT MEANS SHE IS AT HOMENOT ON THE STREETS.
 
برای نوجوانی
 
که از شستن ظرفها شکایت دارد و این یعنی خونه مونده و تو خیابون ول نیست.

FOR  THE TAXES I PAY 
BECAUSE IT MEANS I AM EMPLOYED .
 
برای مالیاتی که پرداخت میکنم
 
چون به این معناست که شغلی دارم.

FOR  THE MESS TO CLEAN AFTER A PARTY 
BECAUSE IT MEANS I HAVE BEEN SURROUNDED BY  FRIENDS.
 
برای شلوغی و کثیفی خانه بعد از مهمانی
 
چون یعنی دوستانی دارم که پیشم میان.
 

FOR THE CLOTHES THAT FIT A LITTLE TOO SNUG
BECAUSE IT MEANS I HAVE ENOUGH TO  EAT.
برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن
چون یعنی غذا برای خوردن دارم.

FOR MY SHADOW THAT WATCHES ME WORK 
BECAUSE IT MEANS I AM OUT IN THE SUNSHINE
برای سایه ای که شاهد کار منه
چون یعنی خورشید تو زندگیم میتابه.
 

FOR A LAWN THAT NEEDS MOWINGWINDOWS THAT NEED CLEANING
AND GUTTERS THAT NEED FIXING 
BECAUSE IT MEANS I HAVE A HOME
برای چمنی که باید زده بشه، برای پنجره هایی که باید تمیز بشه و ناودانهایی که باید تعمیر بشه
چون یعنی خانه ای برای زنگی کردن دارم.
 
FOR THE PARKING SPOT 
I FIND AT THE FAR END OF THE PARKING LOT 
BECAUSE IT MEANS I AM CAPABLE OF WALKING 
AND I HAVE BEEN BLESSED WITH TRANSPORTATION.
برای جای پارکی که در انتهای پارکینگ پیدا میکنم
چون یعنی قادر به راه رفتن هستم و وسیله نقلیه دارم.

FOR MY HUGE HEATING BILL 
BECAUSE IT MEANS I AM WARM.
برای هزینه بالا برای گرمایش
چون یعنی خانه گرمی دارم.

FOR THE LADY BEHIND ME IN CHURCH 
WHO SINGS OFF KEY 
BECAUSE IT MEANS I CAN HEAR.
برای خانمی که در کلیسا پشت سرم با صدای بدی میخواند
چون یعنی گوشم میشنود.

FOR THE PILE OF LAUNDRY AND IRONING 
BECAUSE IT MEANS I HAVE CLOTHES TO WEAR.
برای کوه لباسهایی که باید شسته و اتو بشوند
چون یعنی رختی برای پوشیدن دارم.
 
FOR WEARINESS AND ACHING MUSCLES
AT THE END OF THE DAY 
BECAUSE IT MEANS I HAVE BEEN CAPABLE OF WORKING HARD.
برای کوفتگی و خستگی عضلاتم آخر روز
چون یعنی قادر بودم که سخت کار کنم.

FOR THE ALARM THAT GOES OFF
IN THE EARLY MORNING HOURS 
BECAUSE IT MEANS I AM ALIVE.
برای زنگ ساعتی که صبح مرا از خواب بیدار میکند
چون یعنی هنوز زنده هستم.
 
  AND I AM THANKFULFOR THE crazy people I work with 
BECAUSE they make work interesting and fun!
و خدا را شکر میکنم برای همکاران دیوانه ای که دارم
چون باعث میشوند کار برایم جالب و خوب باشد.
     AND FINALLY, FOR TOO MUCH
E-MAIL 
و در آخر برای این همه ایمیل
BECAUSE IT MEANS
I HAVE FRIENDS WHO ARE
THINKING OF ME.. چون یعنی دوستان زیادی دارم که به فکر من هستند...

SEND THIS TO SOMEONE YOU CARE ABOUT.I JUST DID.
این متن را برای کسی بفرستید که برای شما ارزش دارد.
من اینچنین کردم.

Live well, Laugh often, & Love with all of your heart!
خوب زندگی کنید! زیاد بخندید! 
با تمام قلبتان دوست بدارید!
 
 

شام مهتاب


تو اون شام مهتاب کنـارم نشستی

عجب شاخـه گل وار به پایم شکستــی!


قلم زد نگــــــــاهت به نقش آفرینـــــــــــــــــی

که صورتگری را نبود اینچنینـــــــــــی!

پــریزاد عشق و مهاســـــــــــــــــا کشیدی

خــــــــــدا را به شور تماشـــــــــــــــــا کشیدی!


تو دونسته بودی چه خوش باورم مـــــن!

شکفتی و گفتــــی: از عشق پــــرپــــــرم من

تا گفتــــــم کی هستی؟ تو گفتی یه بی تـــــاب!

تــــــــا گفتـــــم دلت کـــــــــــو؟ تو گفتی که دریــــــاب!


قسم خوردی بر ماه که "عاشق ترینی"

تــــو یک جمع عــــاشق تو صـــادق تریـنـی

همــــــون لحظـــــه ابـــــــــــری، رخ ماه و آشفت

بـــــه خود گفتــــم:ای وای! مبــــــــــــــادا دروغ گفت؟


گذشت روزگاری از اون لحظه نــــــــــاب

کـــــه معراج دل بود به در گـــــــاه مهتـــــــاب

دراون در گــه عشق، چه محتـــــــــاج نشستـــم

تو هــر شـــــــام مهتـــــــــــاب، به یادت شکستــــــــم


تـــــو از این شکستن خبـــــــر داری یــا نــــــــــــــه؟

هنوز شور عشق و به ســـر داری یا نـــــــــه؟

هنــــوزم تو شبهــــــات اگه ماه و داری

من اون ماه و دادم به تو یادگاری

 


...

ما کسانی که نگرانمان هستند را نگران میکنیم و حتی به گریه می اندازیمشان،و گریه میکنیم برای کسانیکه حتی یک لحظه به فکرمان نیستند!

این یکی از حقایق عجیب زندگیست، و اگر این را بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست...!

روزهای کودکی ...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی ...

آن زمان ها که :

پدر تنها قهرمان بود ...

عشــق ، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد ...

بالاترین نــقطه ى زمین ، شــانه های پـدر بــود ...

بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند ...

تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند ...

تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازی هایم بـود ...

و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود !!!