نبض
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 1:43 توسط ساناز
|
شدي؟چندبار به همه کلمات ترجيحت دادم و بعد تو هم ديگر تسکينم نبودي؟ چندبار ...؟
حالا ديگر وقت خيانت است...ميخواهم بيشتر بخندم .. ای اشک!
.
.
.
پ ن:بعضی آدما یه دوره یی دارن بعد از اون دیگه از کنارت به روی اعصابت نقل مکان میکنن!
آخه شما بگین..کله پاچه ی آدم هم خوردن داره؟!
نه والا..
*خدایا ماه رمضونو همینجوووور بردار بذار تو زمستون!.. ماکه روسیاهیم واسه باسعادتا میگم.
خلاصه که محض اطلاع جناب حق هرچی تو قالب بود بخار شد رفت (برگرفته از:قالب تهی کردن)
راستی خداجونم..این گرمارو بده به اون خدانشناسا که تو مملکتشون کنار دریا دارن بدون محدودیت(...)اونا که قراره برن جهنم مگه نه؟ خب پس بذار یکم پخته بشن خب...!
